ارتباط با کربلاگ کربلاگ کربلاگ ، فرصتی برای تجمیع دل نوشته های کربلائیان در خصوص وقایع عاشورا - www.Karblog.ir
   السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين   
متن زیارت عاشورا
عاشورا ، راز خلقت
روز دهم ماه محرم ـ معروف به روز عاشورا ـ عظيم‏ترين روز سوگوارى و ماتم در فرهنگ اسلامی به شمار می‏رود. در دهمین روز ماه محرم الحرام سال 61 هجری قمری (مقارن با اکتبر سال 680 میلادی) بزرگ‏ترين فاجعه در حق اهل بیت پيامبر (ص) انجام ‏گرفت و امام حسين بن علی (ع) به همراه بیش از صد نفر از خاندان و یارانش به شکل دردناکی به شهادت رسیدند. امام حسين‏(ع) كه به دعوت اهل كوفه به سوی مردم این شهر شتافته بود تا با کمک آنان ظلم را ریشه‏کن کند، پيش از رسيدن به كوفه، با پیمان‏شکنی مردم این شهر، در "سرزمین كربلا" به محاصره‏ نيروهاى دشمن درآمد. امام و خاندان و اصحابش، چون حاضر نشدند ذلت تسليم و بيعت با حكومت غاصب وظالم يزيدى را بپذيرند، با لب تشنه و با رشادتى شگفت، تا آخرين نفر جنگيدند و به شهادت رسيدند. بازماندگان و بانوان آن حضرت(ع) نیز به اسارت نيروهاى ظلمت درآمدند.
تصویر تصادفی
کربلاگ
بازدید از کربلاگ
کل بازدیدکنندگان : 287480 نفر
بازدیدکنندگان آنلاین : 36 نفر
IP بازدیدکننده : 54.161.45.156
امروز يکشنبه 2 ارديبهشت 1397
Sunday,22 2018


دايره المعارف جامع عاشورا دايره المعارف جامع عاشورا دايره المعارف جامع عاشورا
 
کربلاگ از وبلاگ تا کربلای معلی همسفر امام حسین در عاشورا

دايره المعارف جامع عاشورا
اصطلاحات عاشورايي شروع شده با «ل»

 

لا اري الموت الا سعادة
از آموزشهاي عاشورا، گزيدن مرگ سرخ و شهادت، بر زندگي مذلت بار در کنار ظالمان است و اينگونه مردن، حيات جاوداني است و آنگونه زيستن، مرگي بصورت زندگي.سخن بالا، جمله اي از خطبه حماسي و الهام بخش سيد الشهدا «ع » در روز عاشورا است که خطاب به ياران خويش فرمود و آغاز خطبه چنين است: «ان الدنيا قد تنکرت و تغيرت...» تا آنجا که مي فرمايد: «الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لا يتناهي عنه، ليرغب المؤمن في لقاء الله، و اني لا اري الموت الا سعادة و الحياة مع الظالمين الا برما». (1) .
اکنون که ديده هيچ نبيند به غير ظلم            بايد ز جان گذشت، کزين زندگي چه سود؟
فلسفه بلندي که سيد الشهدا «ع » در جمله ياد شده بيان کرده است، درس زندگي شرافتمندانه و با عزت را مي آموزد و بدون آن باور متعالي، انسان براي «زنده ماندن » تن به هر ستم و خواري مي دهد.اگر عاشورا، مکتب آزادي است، در سايه همين تعاليم است.

پاورقي(1) مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 68.لا يوم كيومك يا ابا عبدالله اي ابا عبدالله!هيچ روزي همچون روز تو (عاشورا) نيست.مضمون سخني از زين العابدين «ع » است.روزي امام سجاد «ع » به پسر عباس «ع » نگاه کرد و گريست.ياد از روز احد کرد که حمزه در آن کشته شد، سپس ياد از موته کرد که جعفر بن ابي طالب آنجا به شهادت رسيد. سپس فرمود: «لا يوم کيوم الحسين، ازدلف اليه ثلاثون الف رجل يزعمون انهم من هذه الامة کل يتقرب الي الله عز و جل بدمه و هو بالله يذکرهم فلا يتعظون حتي قتلوه بغيا و ظلما و عدوانا...»، (1) هيچ روزي چون روز حسين «ع » نيست، که سي هزار نفربر ضد او گرد آمدند که همه خود را از اين امت مي پنداشتند و همه با ريختن خون او به خدا تقرب مي جستند.او آنان را به ياد خدا مي انداخت، اما آنان پند نمي گرفتند، تا آنکه او را از روي ستم و تجاوز و دشمني کشتند.خداوند، «عباس » را رحمت کند که ايثار کرد و امتحان داد و جان خويش را فداي برادرش کرد...» (2) امام حسن مجتبي و امير المؤمنين «ع » نيز خطاب به سيد الشهدا «ع » فرموده اند: «لا يوم کيومک يا ابا عبدالله » (3) گر چه همه شهادتها و مصيبتهاي اهل بيت پيامبر، سنگين و اندوهبار است، اما آنچه در کربلا گذشت، بالاترين داغ و سوگ بود و هيچ حادثه اي به دلخراشي عاشورا و هيچ امامي و شهيدي به مظلوميت ابا عبدالله «ع » و فرزندان او نيست.اين است که از جمله فوق، بعنوان تسلاي خاطر داغديدگان هم استفاده مي شود و اين توصيه ائمه است که هر گاه مصيبتي براي شما پيش آمد، از عاشورا و مصائب اهل بيت «ع » ياد کنيد، تا تحمل داغ بر شما آسان شود. مرثيه خوانان نيز، هر گاه از هر امامي روضه بخوانند، يا از هر مصيبت جانگدازي ياد کنند، در پايان با نقل جمله بالا، گريز به کربلا مي زنند، که بالاترين سوگهاست و بحق، با توجه به مصائب اهل بيت در کربلا، هر غم و مصيبتي کوچک و قابل تحمل مي شود.پاورقي(1) ناسخ التواريخ، ج 4، ص 73 (به نقل از امالي صدوق)، بحار الانوار، ج 22، ص 274.
(2) معالي السبطين، ج 2، ص 10، مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 86.
(3) همان.لاحق نام اسبي که عبيد الله بن حر، هنگام ملاقات با سيد الشهدا «ع » در منزلگاه قصر مقاتل مي خواست به آن حضرت تقديم کند و خود آماده همکاري نبود. ولي امام فرمود: نيازي به اسب تو نيست. به آن «ملحقه» هم مي گفتند. (1) معناي آن «از پي رونده، در رسنده، رسيده، آنکه و آنچه در پي چيزي مي دود و به آن مي رسد» است.از اين رو به اسبهاي تندرو هم «لاحق » مي گفتند.اين نام براي اسبهاي تني چند از معروفان عرب نيز به کار رفته است. (2) .پاورقي(1) مقتل الحسين، مقرم، ص 225.
(2) لغت‏نامه، دهخدا.لب و دندان
روزي که شد به نيزه سر آن بزرگوار           خورشيد سر برهنه بر آمد به کوهسار (1) .
پس از شهادت ابا عبدالله «ع »، سپاه کوفه قساوت و دشمني را به اوج رساندند و سر مطهر آن حضرت را از پيکر جدا کردند، سپس به دستور عمر سعد، پيکر آن امام را زير سم اسبها له کردند.اين سر مقدس، همراه سرهاي ديگر شهدا بر نيزه ها شد و در کوفه و شام و شهرهاي ديگر گرداندند تا ديگران را بترسانند.سر مطهر سيد الشهدا «ع » ماجراهاي مختلفي در حادثه کربلا دارد، اينکه سر آن حضرت را از پشت گردن مي برند، (2) بر نيزه مي کنند، خولي سر را به خانه خويش برده در اتاقي يا تنوري پنهان مي کند، سر امام بر فراز ني در کوچه هاي کوفه قرآن تلاوت مي کند، نزد ابن زياد، بر طشت طلا نهاده مي شود، (3) در راه شام در دير راهب سبب مسلمان شدن قنسرين مي شود، در کاخ يزيد، بر طشت نهاده نزد او مي آورند، يزيد با خيزران بر آن سر و لبها مي زند، در خرابه شام نزد رقيه دختر امام حسين برده مي شود و... هر کدام موضوعي است که دستمايه بسياري از مرثيه هاي سوزناک گشته و درباره اين وقايع، شعرها و نوحه هاي بسيار سروده اند.
اين که سر مطهر کجا دفن شد، ميان محققان نظر واحدي نيست.برخي بر اين عقيده اند که سر را از شام به کربلا آوردند و به بدن ملحق ساختند (نظر سيد مرتضي)، برخي معتقدند در کوفه، نزديک قبر امير المؤمنين «ع » دفن شد و برخي هم جاهاي ديگر را گفته اند.در شام، محلي به نام جايگاه سر مطهر معروف است که محل عبادت است. (4) برخي هم مدفن سر را در مصر، مسجد راس الحسين مي دانند و براي کيفيت انتقال آن به آن منطقه، تاريخچه اي را ذکر مي کنند. (5) اما مشهور آن است که سر را به کربلا آوردند و کنار پيکر دفن شد و اين را جمعي از علما در تاليفاتشان آورده اند. (6) .
اصل اين جنايت بي سابقه، براي امويان مايه ننگ بود.اين که به دستور ابن زياد، سر آن حضرت را بر نيزه کرده در کوفه چرخاندند، اولين سري بود که در دوران اسلام با آن چنين کردند. (7) بريدن سر و بر نيزه کردن آن و شهر به شهر گرداندن، حتي در سروده ها و مرثيه هاي آن دوره نيز مطرح شده و بعنوان کاري فجيع و زشت از آن ياد شده است که نشانه مظلوميت ثار الله است.در شعر بشير هنگام خبر دادنش از ورود اهل بيت به مدينه مي خوانيم: «و الراس منه علي القناة يدار» و در شعر حضرت زينب در کوفه پس از ديدن سر برادر بر فراز ني، آمده است: «يا هلالا لما استتم کمالا...»
اين بي حرمتي آشکار، بر خلاف آنچه که يزيديان مي خواستند ديگران را مرعوب کنند، موجي از احساسات خصمانه بر ضد آنان پديد آورد و مردم، عمق خباثت دودمان «شجره ملعونه » را شناختند.چند بيت از سروده هاي شاعران را بعنوان نمونه، پيرامون سر مطهر مي آوريم:
اي رفته سرت بر ني، وي مانده تنت تنها             ماندي تو و بنهاديم ما سر به بيابانها
اي کرده به کوي دوست، هفتاد و دو قرباني         قربان شومت اين رسم، ماند از تو به دورانها (8) .
سر بي تن که شنيده است به لب آيه ي کهف       يا که ديده است به مشکات تنور آيه نور؟ (9) .
بر نيزه، سري به نينوا مانده هنوز             خورشيد فراز نيزه ها مانده هنوز
در باغ سپيده، بوته بوته گل خون           از رونق دشت کربلا مانده هنوز (10) .
زان فتنه ي خونين که به بار آمده بود         خورشيد «ولا» بر سر دار آمده بود
با پاي برهنه دشتها را زينب            دنبال حسين، سايه وار آمده بود (11) .
روزي که در جام شفق، مل کرد خورشيد       بر خشک چوب نيزه ها گل کرد خورشيد
شيد و شفق را چون صدف در آب ديدم          خورشيد را بر نيزه، گويي خواب ديدم
خورشيد را بر نيزه؟ آري اين چنين است         خورشيد را بر نيزه ديدن، سهمگين است
بر صخره از سيب زنخ، بر مي توان ديد          خورشيد را بر نيزه کمتر مي توان ديد (12) .پاورقي(1) محتشم کاشاني.
(2) عوالم (امام حسين)، ص 303 و 304.
(3) امالي صدوق، ص 140.
(4) سفينة البحار، ج 1، ص 492.
(5) در اين باره به بحث مفصل در کتاب‏ «سيرة الائمة الاثني عشر»، هاشم معروف الحسني، ج 2، ص 84 مراجعه‏ کنيد.نيز «آرامگاههاي خاندان پاک پيامبر»، ص 311.
(6) به موارد آن در کتاب‏ «مقتل الحسين‏»، مقرم، ص 469، و بحار الانوار، ج 45، ص 144 مراجعه کنيد.
(7) الکامل، ابن اثير، ج 2، ص 574، بحار الانوار، ج 45، ص 119.در برخي نقلها اولين سر را متعلق به عمرو بن‏حمق در زمان معاويه دانسته‏اند.وي از ياران امير المؤمنين بود و معاويه او را به شهادت رساند.
(8) جودي.
(9) نير تبريزي.
(10) محمد پيله‏ور.
(11) حسين اسرافيلي.
(12) علي معلم.لبابه همسر گرامي حضرت ابوالفضل العباس عليهماالسلام. لبابه، بنت عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب، بود و مادر لبابه امه حکيم است. قمر بني هاشم عليه السلام از لبابه دو فرزند آورد: يکي فضل و ديگري عبيدالله.لباس كهنه از قساوتهاي دشمنان در کربلا، عريان نهادن جسم حسين «ع » بر روي خاک بود.امام، براي پيشگيري از اين ظلم، روز عاشورا قبل از عزيمت به ميدان شهادت، کنار خيمه ها آمد و از خواهرش زينب، جامه و شلواري کهنه طلبيد و آنها را با دست پاره پاره کرد و بر تن پوشيد تا کسي پس از شهادتش در آن جامه ها رغبت نکند و به طمع آن لباس، او را عريان نسازد، فرمود: «ائتوني ثوبا لا يرغب فيه احد اجعله تحت ثيابي لئلا اجرد منه بعد قتلي...» (1) اما «ابجر (ابحر) بن کعب » جنايت کرده آن را پس از شهادت امام از تن او درآورد و حسين را عريان در کربلا نهاد. از آن پس دستهايش خشک شد، مثل دو تکه چوب. (2) و به نقلي شلواري را که درآورد، در نتيجه از دو پا فلج و زمين گير شد. (3) .
لباس کهنه بپوشيد زير پيرهنش           که تا برون نکند خصم بدمنش ز تنش
لباس کهنه چه حاجت که زير سم ستور         تني نماند که پوشند جامه يا کفنش (4) .
در برخي نقلها تعبير «عتيق » آمده، يا «ثوب خلق »، که همان «لباس کهنه » است.پاورقي(1) بحار الانوار، ج 45، ص 54.
(2) اثبات الهداة، ج 5، ص 201، عوالم (امام حسين)، ص 297.
(3) بحار الانوار، ح 45، ص 57.
(4) وصال شيرازي.لسان الانصار لقب جناب نعيم بن عجلان انصاري، از شهداي حمله نخست در روز عاشوراست.لعبت هاشم بالملك از جمله سخناني است که نشان دهنده کفر باطني و کينه يزيد نسبت به پيامبر «ص » است.اشعاري است که پس از شهادت حسين «ع »، هنگامي که عترت او را به اسارت به شام آورده بودند، يزيد با غرور و سرمستي خواند و آرزو کرد کاش نياکانش که در جنگ بدر کشته شدند، زنده بودند و خونخواهي و انتقام يزيد را مي بيند (ليت اشياخي ببدرشهدوا...) تا آنجا که به انکار وحي و رسالت پرداخته و مي گويد:
لعبت هاشم بالملک فلا            خبر جاء و لا وحي نزل (1) .
هاشميان با حکومت بازي مي کردند، نه خبري (از آسمان غيب) آمده و نه وحي نازل شده است.اصل شعر از «ابن زبعري » است، ولي خواندن آن توسط يزيد در چنان موقعيتي، هم عقيده بودنش را با مضمون آن نشان مي دهد، در پي زمزمه کردن اين اشعار کفرآميز بود که زينب «ع » خطبه خويش را با آيه «ثم کان عاقبة الذين اساءوا السواي ان کذبوا بآيات الله و کانوا بها يستهزؤن » (2) آغاز کرد (سرانجام بدکاران، آن شد که آيات الهي را تکذيب و مسخره کردند!) و نيز در ادامه، آيه «و لا تحسبن الذين کفروا انما نملي لهم...» (3) را خواند (کافران مپندارند که اگر به آنان مهلت مي دهيم، برايشان خوب است، بلکه گناهانشان افزوده مي شود و براي آنان عذاب خوارکننده اي است) و سراسر خطابه آن بانو، اثبات خروج يزيد از حريم اسلام و بي اعتقادي او به دين و اثبات کفر و فسق او در ملا عام و حضور همگان است.در واقع، حادثه کربلا، کفر پنهان امويان را آشکار و چهره واقعي آنان را براي مردم و تاريخ، روشن ساخت و اين از ثمرات مهم عاشورا بود.پاورقي(1) حياة الامام الحسين، ج 2، ص 187، ج 3، ص 377.
(2) روم، آيه 10.
(3) آل عمران، آيه 178.لعنت بر يزيد از سنتهاي شيعي، فرستادن درود و سلام بر حسين «ع » و لعنت بر قاتلان او هنگام آب نوشيدن است.لعن به معناي طرد از رحمت و دور کردن است.عرب، هر گاه کسي تمرد مي کرد، او را از خود طرد مي کردند تا گناهان او دامنگيرشان نشود. (1) .
امام صادق عليه السلام، به نقل داود رقي، آب خواست و نوشيد و چشمانش اشکبارشد، سپس فرمود: لعنت خدا بر قاتل حسين، هرگز بنده اي نيست که آب بنوشد و حسين را ياد کند و قاتل او را لعنت کند، مگر آنکه خداوند، براي او صد هزار حسنه مي نويسد وصد هزار سيئه از او محو مي کند...: «ما من عبد شرب الماء فذکر الحسين و لعن قاتله الا کتب الله له مائة الف حسنة و حط عنه ماة الف سيئة...» (2) و اين، جزء فرهنگ عاشورايي مردم شده است و بر سقاخانه ها مي نويسند: «آبي بنوش و لعنت حق بر يزيد کن ».لعنت بر يزيد و ابن زياد و شمر و ديگر عاملان و مباشران و زمينه سازان حادثه عاشورا و قتل امام حسين «ع » در زيارتنامه هاي متعددي از جمله در زيارت عاشورا و وارث آمده است: «اللهم العن يزيد خامسا و العن عبيد الله بن زياد و ابن مرجانة و عمر بن سعد و شمرا و آل ابي سفيان و آل زياد و آل مروان الي يوم القيامة ». (3) .پاورقي(1) مجمع البحرين.
(2) اسرار الشهادة، فاضل دربندي، ص 77، مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 87.
(3) زيارت عاشورا، مفاتيح الجنان، ص 458.لعنت و برائت اسلام، دين تولي و تبري است، در کنار محبت و دوستي با خاندان پيامبر و مودت نسبت به آنان و سلام و درود، در زيارتنامه ها نسبت به اولياء خدا، عنصر برائت و بيزاري ونفرت و نفرين نسبت به ظالمان و دشمنان حق است.بي تفاوت نبودن در برابر جنايتکاران و همسويي با رسول خدا، ايجاب مي کند که يک شيعه عاشورايي نسبت به ستمگران، بغض و عداوت و تبري داشته باشد و کساني را که قرآن لعن کرده است، مورد لعن قراردهد.لعن، نشان اوج تنفر و انزجار از چهره هاي ملعون است.
در لعنتها و برائتهايي که در زيارتنامه شهدا و ائمه آمده، با بيان زشتيها، فسادها، تحريفها، ستمها، گردنکشيها، صف آرايي در مقابل جناح حق، نپذيرفتن طاعت ائمه ومخالفت با رهبران الهي آميخته است و لعن آنان، طرد نمايندگان اين خط در هميشه و همه جاي تاريخ است.
در حادثه کربلا، کساني در قتل دست داشتند، کساني هم راضيان، ساکتان، هتک حرمت کنندگان، زمينه سازان، فرمانبرداران بوده اند و همه ملعون و مطرودند، و نيز آنان که حسين بن علي «ع » را خوار کردند و ندايش را شنيدند و پاسخ ندادند.در فراز ديگري پايه گذاران ظلم به اهل بيت، کنار زنندگان اهل بيت از جايگاه اصلي شان، قاتلان اهل بيت، زمينه سازان آن قتل، پيروان و هواداران قاتلان، لعنت شده اند: «اسرجت، الجمت، تهيات...» در زيارتي، لعن بر ظالمين آل محمد، لعن بر ارواحشان، ديارشان و قبورشان شده است: «و العن ارواحهم و ديارهم و قبورهم ». (زيارت عاشوراي غير معروفه، مفاتيح الجنان) موالات با حسين و برائت از ظالمان به او، پايه تقرب به خدا و رسول و امير المؤمنين وفاطمه و حسن و حسين «عليهم السلام » است: «يا ابا عبدالله!اني اتقرب الي الله و الي رسوله و الي امير المؤمنين و الي فاطمة و الي الحسن و اليک بموالاتک و بالبرائة ممن اسس اساس ذلک...». (1) .پاورقي(1) زيارت عاشورا، از جمله ر.ک: صلوات خاص امام حسن و امام حسين‏ «ع‏» بحار الانوار، ج 91، ص 5.لقيط ياسر جهنمي به قولي وي قاتل جناب «محمد بن ابي سعيد بن عقيل» بوده است.لهفان ستمديده، مضطر دادخواه، اندوهگين، ملهوف. (1) لهفان از القاب سيد الشهدا «ع » است که در حديث امام باقر «ع » آمده است: «ان الحسين صاحب کربلا قتل... لهفانا» (2) .پاورقي(1) لغتنامه دهخدا.
(2) کامل الزيارات، ص 168.لهفان ستمديده، مضطر دادخواه، اندوهگين، ملهوف، لهفان از القاب سيدالشهدا عليه السلام است که در حديث امام باقر عليه السلام آمده است: «ان الحسين صاحب کربلا قتل... لهفانا».لهوف «اللهوف علي قتلي الطفوف »، به معناي آه و ناله بر کشتگان کربلا، نام کتاب مقتلي است درباره شهداي کربلا که از تاليفات مشهور سيد بن طاووس، علي بن موسي بن محمد بن طاووس (589-664 ه) مي باشد.اين کتاب به فارسي نيز ترجمه شده است، به نام «آهي سوزان بر مزار شهيدان » از سيد احمد فهري.لوذان نامبرده از ديدار عموي خود با امام حسين عليه السلام در راه کربلا، روايتي آورده، و خودش ناشناخته است.لوفتس «لوفتس» جهانگرد انگليسي که عضو «هيأت حدود بين المللي» بود براي تعيين سر حدات ايران و عراق به همراه درويش پاشا که عضو همان هيأت بود و طاهر بيگ فرمانده سپاه مقيم حله با جمعي از سپاه ترک عثماني به سال 1273 ه. وارد کربلا شد. وي در اين سفر از مدخل شهر کربلا و باغات آن بسيار تعريف کرده و ورود خود را اينگونه شرح مي دهد:
«جهت پيشواز، جمعي از بيرون شهر آمده بودند که عمامه هايي بزرگ از پارچه هاي زرباف به سر پيچيده بودند و همه، ما را به خانه هاي خود دعوت مي کردند اما خالي از حقيقت بود و فقط جنبه رسوم شرقي را داشت. روزي که وارد شديم بادهاي تندي مي وزيد و خاک و غبار را به صورت ما مي زد. سپس در کاخ استانداري فرودآمديم و بعد از استراحت و صرف غذا تصميم گرفتيم که از شهر ديدن کنيم. خبر ورود ما را به سرعت هر چه تمامتر به مردم رسانده بودند و اين سرعت انتقال خبر از خصوصيات مردم عراق است. وقتي خواستيم با همان اسکورت مخصوص
وارد حرم حسين بشويم متوجه شديم که جمع زيادي از محافظان حرم به طور مخفي مسلح شده اند تا در صورت ورود ما مقاومت کنند و شايد از خانه هاي مجاور نيز به کمک آنان مي شتافتند و از پشت بام و داخل حرم آنان را تقويت مي کردند، پس به ناچار از ورود به حرم منصرف شديم ولي بعضي از مستخدمين مسيحي ما وارد حرم شدند اما اين حيله لو رفت و آنها را با ضرب و شتم بيرون کردند. البته جاي بسي شکر بود که به قتل نرسيدند. شيعيان و مسلمانها با ديده اي پاک به حرم حسيني نگاه مي کنند و مردگان خود را براي دفن به کربلا مي برند.ليلي ليلي دختر ابو مرة ثقفي، همسر امام حسين «ع » و مادر علي اکبر، از زنان فاضل عصر خويش بوده است. (1) بر خلاف آنچه مشهور است، در کتابهاي معتبر و مقتلها نامي از ايشان در جريانات کربلا، کوفه و شام نيست. (2) .پاورقي(1) لغت‏نامه، دهخدا.
(2) منتهي الآمال، ج 1، ص 335.ليلي مادر بزرگوار حضرت علي اکبر عليه السلام. ليلي دختر «ابومرة بن عروة بن مسعود ثقفي» بوده است. 


منوی اصلی
زیارت آنلاین
جستجوی مطلب


عبارت :

      تبدیل زبان : ALT + SHIFT
حدیث روز
حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام :
لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الْغالِبِ وَ لا تَتَّكِلْ عَلَى الْقَدَرِ إِتَّكالَ المُسْتَسْلَمِ.
چون شخص پیروز در طلب مكوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مكن [بلكه با تلاش پیگیر و اعتماد و توكّل به خداوند، كار كن]. .
لینک لوگوی کربلاگ
کربلاگ

مدیران محترم وب سایتها و وبلاگها در صورت تمایل می توانند جهت حمایت و لینک به کربلاگ از کد فوق استفاده نمایند که متقابلا کربلاگ نیز آنها را لینک خواهد نمود

صفحه اول | زندگینامه امام حسین | فلسفه و آثار قيام عاشورا | دایره المعارف جامع عاشورا | زیارت آنلاین اماکن متبرکه | زیارت عاشورا | مرکز آموزش علمی و کاربردی فرهنگ و هنر همدان


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای « کربلاگ » محفوظ می باشد.

Copyright © 2011, www.Karblog.ir ® All Rights Reserved.   Powered & Hosted by : WEB IRANI