ارتباط با کربلاگ کربلاگ کربلاگ ، فرصتی برای تجمیع دل نوشته های کربلائیان در خصوص وقایع عاشورا - www.Karblog.ir
   السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين   
متن زیارت عاشورا
عاشورا ، راز خلقت
روز دهم ماه محرم ـ معروف به روز عاشورا ـ عظيم‏ترين روز سوگوارى و ماتم در فرهنگ اسلامی به شمار می‏رود. در دهمین روز ماه محرم الحرام سال 61 هجری قمری (مقارن با اکتبر سال 680 میلادی) بزرگ‏ترين فاجعه در حق اهل بیت پيامبر (ص) انجام ‏گرفت و امام حسين بن علی (ع) به همراه بیش از صد نفر از خاندان و یارانش به شکل دردناکی به شهادت رسیدند. امام حسين‏(ع) كه به دعوت اهل كوفه به سوی مردم این شهر شتافته بود تا با کمک آنان ظلم را ریشه‏کن کند، پيش از رسيدن به كوفه، با پیمان‏شکنی مردم این شهر، در "سرزمین كربلا" به محاصره‏ نيروهاى دشمن درآمد. امام و خاندان و اصحابش، چون حاضر نشدند ذلت تسليم و بيعت با حكومت غاصب وظالم يزيدى را بپذيرند، با لب تشنه و با رشادتى شگفت، تا آخرين نفر جنگيدند و به شهادت رسيدند. بازماندگان و بانوان آن حضرت(ع) نیز به اسارت نيروهاى ظلمت درآمدند.
تصویر تصادفی
کربلاگ
بازدید از کربلاگ
کل بازدیدکنندگان : 287471 نفر
بازدیدکنندگان آنلاین : 27 نفر
IP بازدیدکننده : 54.161.45.156
امروز يکشنبه 2 ارديبهشت 1397
Sunday,22 2018


دايره المعارف جامع عاشورا دايره المعارف جامع عاشورا دايره المعارف جامع عاشورا
 
کربلاگ از وبلاگ تا کربلای معلی همسفر امام حسین در عاشورا

دايره المعارف جامع عاشورا
اصطلاحات عاشورایی شروع شده با «غ»

غارت خيمه ها

پس از شهادت حسين بن علي «ع »، سپاه عمر سعد به خيمه هاي اهل بيت حمله کردندو به غارت پرداختند.زنان و کودکان در صحرا پراکنده شدند، گريان و داغدار و صيحه زنان و استغاثه کنان.پس از آن خيمه ها را آتش زدند.مقنعه از سر زنان کشيدند، انگشتر از انگشتها بيرون آوردند و گوشواره از گوشها و خلخال از پاها. (1) حتي فاطمه دختر امام حسين «ع » نقل کرده که به خيمه ما ريختند و من دختري کوچک بودم، با گريه خلخال ازپايم در مي آوردند. گفتم: اي دشمن خدا چرا گريه مي کني؟گفت: براي اينکه دختر پيامبررا غارت مي کنم.گفتم: غارت مکن.گفت: مي ترسم ديگري بيايد و اينها را درآورد! (2) .پاورقي(1) مقتل الحسين، مقرم، ص 385.
(2) عبرات المصطفين، ج 2، ص 139.غاضريه نام سرزمين کربلا، روستايي از نواحي کوفه نزديک کربلا.منسوب به غاضره از طايفه بني اسد. اين روستا پس از انتقال بني اسد به عراق در صدر اسلام، پديد آمد. (1) امام باقر «ع » فرمود: «الغاضرية هي البقعة التي کلم الله فيها موسي بن عمران و ناجي نوحا فيها و هي اکرم ارض الله عليه و لو لا ذلک ما استودع الله فيها اولياءه و ابناء نبيه، فزوروا قبورنا بالغاضرية.» (2) غاضريه، همان بقعه اي است که خداوند در آن با موساي کليم هم سخن شدو با نوح مناجات کرد و آن گراميترين سرزمين نزد خداست و اگر چنان نبود، خداوند اولياءخويش و فرزندان پيامبرش را در آن به وديعت نمي نهاد.پس قبور ما را در غاضريه زيارت کنيد.روايت است که امام حسين «ع » آن نواحي را که قبرش در آنجاست، از اهل نينوا و غاضريه به شصت هزار درهم خريد و آن را بر اهالي همانجا صدقه داد و بخشيد و با آنان شرط کرد که مردم را به محل قبر او راهنمايي کنند و زائران قبرش را سه روز ضيافت و پذيرايي کنند. (3) وقتي حسين «ع » به کربلا مي آمد، چون نام سرزمين را پرسيد، ازجمله نامها غاضريه بود و تصميم گرفت آنجا فرود آيد.پاورقي(1) موسوعة العتبات المقدسه، ج 8، ص 31.
(2) بحار الانوار، ج 98، ص 109، ج 101، ص 108.
(3) مجمع البحرين، واژه کربلا.غالب دهلوي

ميرزا اسدالله خان نجم الدوله دبير الملک متخلص به «غالب» بن عبدالله بيگ خان شاعر و نويسنده و محقق مسلمان هندي، اصل او از توران است. نياکان او ترک ايبک بوده اند و جدش در زمان شاه عالم به دهلي هجرت کرد.
اسدالله در پنج سالگي پدر خود را از دست داد و تحت حمايت عم خود نصرالله بيگ خان صوبه دار آگره قرار گرفت. پس از مرگ وي براي غالب که آن زمان نه ساله بود از طرف پادشاه دهلي مقرري ماهيانه اي تعيين شد. در سال 1847 م. واجد علي شاه در پاداش اشعار غالب، قراردادي با او منعقد کرد و مقرري ساليانه براي او معين کرد و نواب رامپور چون شهرت شاعر را شنيد در مقابل اشعار او در سال 1859 م. حقوق ماهيانه برايش مقرر کرد. غالب پس از مدتي اندک اقامت در رامپور به دهلي بازگشت و به سن 73 سالگي به سال 1285 ه.ق درگذشت و در جوار بقعه ي خواجه نظام الدين اوليا به خاک سپرده شد.
غالب هنوز دوره ي تحصيل خود را به پايان نرسانده بود که شعر گفتن آغاز کرد. ولي هنر واقعي شعر او پس از شورش عظيم سال 1857 م. به ظهور پيوست. وي پيشرو سبک نو در شعر اردوست و نخستين شاعري است که عقايد و نظرات فلسفي را در شعر اردو وارد کرده است. او را پدر شعر اردو مي نامند. غالب در اشعار فارسي شيوه ي شاعران سبک هندي را تتبع مي کرده. وي معاصر بابريان بود و در مدح آخرين پادشاه اين سلسله، بهادر شاه دوم چند قصيده گفته. وي کتبي هم به نثر دارد که از آن جمله است: «قاطع برهان» که انتقادي است تند بر برهان قاطع. اين کتاب موجب غوغايي عظيم بين محققان هند شد.
اين شاعر از جمله شاعراني است که در رثاي سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام و ياران باوفايش شعر سروده است.

غروي اصفهاني آيت الله شيخ محمد حسين غروي اصفهاني مشهور به «کمپاني» و متخلص به «مفتقر»، فقيه و اصولي برجسته در سال 1296 ه.ق. در کاظمين زاده شد و در 1361 ه.ق. در نجف اشرف درگذشت.
وي بعد از فراگيري مقدمات در کاظمين براي ادامه ي تحصيل به نجف مهاجرت کرد. مدت سيزده سال در درس آيت الله العظمي آخوند خراساني صاحب «کفاية الاصول» حاضر شد، چندي بعد از وفات وي در دوره هاي متعدد سطوح عالي فقيه و اصول را تدريس کرد. او فلسفه را نزد فيلسوف عارف، «ميرزا محمدباقر اصطهباناتي» فراگرفت و همين تبحر او در فلسفه بر آثار و سبک بديع اصولي وي تأثير گذاشت.
ديوان اشعار فارسي و عربي او به چاپ رسيده است.
غروي اصفهاني از جمله شاعراني است که در مصيبت سيد و سالار شهيدان، امام حسين عليه السلام اشعار پر سوز و گدازي دارد. هم اکنون ترجيع بندي در مرثيه ي سيدالشهداء عليه السلام از او بجاي مانده است. غروي اصفهاني در اين ترجيع بند به استقبال ترجيع بند محتشم کاشاني رفته و از او پيروي نموده است.غريب كوفه نماينده اعزامي سيد الشهدا از مکه به کوفه براي بررسي اوضاع و بيعت گرفتن از مردم. مسلم بن عقيل، پسر عموي امام حسين «ع » و مورد وثوق وي بود.رشادت و جوانمردي او مشهور بود.در جنگ صفين، در جناح راست لشکر علي «ع » بود.امام حسين «ع » در پاسخ به دعوتنامه هاي مکرر شيعيان و سران کوفه، نامه اي خطاب به آنان نوشت و مسلم بن عقيل را بعنوان «برادر، پسر عمو و فرد مورد اطمينان خود» به آنان معرفي کرد.مسلم در نيمه شعبان از مکه به کوفه رفت، در کوفه به تلاش وسيعي براي دعوت مردم به بيعت با امام پرداخت.آن زمان والي کوفه نعمان بن بشير بود.حدود 18 هزار نفر با اوبه نفع امام بيعت کردند.در ايام فعاليت و قيام حماسي مسلم، والي کوفه عوض شد و ابن زياد به ولايت کوفه و مقابله با حرکت مسلم منصوب گشت.جايگاه مسلم در کوفه پنهان بود.ابن زياد به کمک جاسوسان محل اختفاي او را پيدا کرد و به دستگيري ميزبانش که «هاني » بود پرداخت.مسلم به عقيل مجبور شد قيام خويش را پيش از موعد علني کند. قصر ابن زياد به محاصره در آمد.
ابن زياد، سران شهر را گرد آورد و آنان را با تهديد و تطميع، مطيع خويش ساخت.با ايجاد جو رعب و وحشت و دستگيريها، بيم و هراس بر مردم سايه افکند و از دور مسلم پراکنده شدند. مسلم بن عقيل در کوفه، تنها و غريب و بي پناه ماند.شب به خانه طوعه رفت.جايگاه او براي ابن زياد معلوم شد.نيروهايي فرستاد، مسلم از خانه بيرون آمد و درکوچه ها و ميدان شهر، يک تنه با سربازان ابن زياد جنگيد تا آنکه گرفتار شد.او را به قصر ابن زياد بردند.پس از گفتگوهاي تندي که رد و بدل شد، به دستور ابن زياد، او را بالاي قصر برده، سر از بدنش جدا کردند و پيکرش را به زير افکندند. (1) سر مسلم را همراه سرهاني نزد يزيد فرستادند.شهادت مسلم بن عقيل، روز هشتم ذيحجه سال 60 (روز عرفه) بود.قبر مسلم در کوفه است.و در سال 1282 قمري گنبدش کاشي و ضريحش از نقره شد و اطراف ضريح، مجلل و آينه کاري گشت.محدث قمي پس از ذکر اعمال مسجد جامع کوفه، نماز و زيارتنامه اي براي حضرت مسلم نقل کرده است.با اين شروع: «الحمد لله الملک الحق المبين...» (2) .پاورقي(1) قضاياي نهضت او و بيعت مردم و شهادتش در بحار الانوار، ج 44، ص 340 به بعد آمده است، نيز زندگينامه او درکتاب‏ «مبعوث الحسين‏» محمد علي عابدين، انتشارات جامعه مدرسين.
(2) مفاتيح الجنان، ص 401 درباره او ر.ک: «مسلم بن عقيل» از نويسنده، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي.غريب كوفه منظور، حضرت مسلم بن عقيل عليه السلام است که يکه و تنها و بدون ياور در کوچه پس کوچه هاي کوفه مي گشت.غسل زيارت از جمله آداب زيارت سيد الشهدا «ع »، غسل زيارت است، بويژه از آب فرات که سبب آمرزش گناهان است.امام صادق «ع » فرمود: «من اغتسل بماء الفرات و زار قبر الحسين «ع » کان کيوم ولدته امه صفرا من الذنوب...» (1) .
هر که با آب فرات غسل کند و قبر حسين «ع » را زيارت کند، مثل روزي که از مادر متولد شده، از گناهان پاک مي شود.پاورقي(1) بحار الانوار، ج 98، ص 143.غل و زنجير غل، طوق آهني و بند است، که در فارسي غل (مخفف) گويند، بند گردن و بند دست، طوقي آهني يا دوالي است که در گردن يا دست قرار دهند. «غل جامعه » نوعي غل که دستها را به گردن بندد، بندي که دستها را به گردن جمع مي کند، (هو القيد الذي يجمع اليمين و العنق). (1) غل جامعه، طوقي آهنين و سنگين که در دوران ساساني به کار مي رفت و توسط پدر عمر سعد در نبرد با ايرانيان به غنيمت گرفته شده بود.در دوران اسارت اهل بيت «ع » دستهاي امام سجاد «ع » با زنجير به گردنش بسته شده بود.از جمله کساني که اسراي اهل بيت را در کوفه در محله کناسه ديده و امام سجاد «ع » را سوار بر شتر بي روپوش مشاهده کرده که از گردن او در اثر غل جامعه خون مي آمده، «مسلم جصاص » بوده که در آن ايام به تعمير و سفيد کاري قصر دار الاماره مشغول بوده است.پاورقي(1) لغت نامه، دهخدا.غلام ترك يکي از شهداي کربلا، وي غلام سيد الشهدا «ع » و ترک زبان بود، تير انداز و کماندار بودو کاتب امام حسين «ع » به شمار مي رفت.قاري قرآن و آشنا به عربي بود.برخي نام او راسليمان و سليم هم نوشته اند. (1) روز عاشورا که اذن ميدان گرفت، اينگونه رجز مي خواند:
البحر من طعني و ضربي يصطلي               و الجو من سهمي و نبلي يمتلي
اذا حسامي في يميني ينجلي              ينشق قلب الحاسد المبجل (2) .
دريا از ضربت نيزه و شمشيرم مي جوشد و آسمان از تيرم پر مي شود، آنگاه که تيغ درکفم آشکار شود، قلب حسود متکبر را مي شکافد.وي دلاورانه جنگيد و بر زمين افتاد.
امام به بالين او آمد و گريست و چهره بر چهره اش نهاد.اسلم، چشم گشود و حسين «ع » را بر بالين خود ديد، تبسمي کرد و جان داد. (3) .
يکجا رخ غلام و پسر بوسه داد و گفت:  در دين ما سيه نکند فرق با سفيدپاورقي(1) انصار الحسين، ص 58.
(2) مقتل خوارزمي، ج 2، ص 24.
(3) بحار الانوار، ج 45، ص 30، عوالم (امام حسين)، ص 273.غلام ترك او همان «اسلم ترکي» از شهداي کربلا و غلام حضرت سيدالشهداء عليه السلام بود.غلام سياه غلام سياه ابوذر غفاري که در کربلا به شهادت رسيد.جون بن حوي پس از شهادت مولايش ابوذر، به مدينه برگشت و در خدمت اهل بيت درآمد.ابتدا خدمت امير المؤمنين «ع » بود.سپس در خدمت امام حسن و امام حسين «ع » و بالاخره در خدمت امام سجاد «ع » بود.در سفر کربلا، از مدينه همراه امام تا مکه و از آنجا به کربلا آمد.چون به اسلحه سازي و اسلحه شناسي آشنا بود، به نقل ابن اثير و طبري، شب عاشورا هم در کربلا به کار اصلاح سلاحها اشتغال داشت.با آنکه سن او زياد بود، ولي روز عاشورا ازسيد الشهدا «ع » اذن ميدان طلبيد.امام او را رخصت داد تا برود و آزادش کرد.ولي او بااصرار، مي خواست در روزهاي شادي و غم و راحت و رنج، از خاندان پيامبر جدا نشود. به امام حسين «ع » عرض کرد: گر چه نسبم پست و بويم ناخوش و چهره ام سياه است، ولي مي خواهم به بهشت روم و شرافت يابم و روسفيد شوم.از شما جدا نمي شوم تا خون سياهم با خونهاي شما آميخته شود.پس از نبرد، وقتي بر زمين افتاد، امام خود را به بالين او رساند و چنين دعا کرد: خدايا!رويش را سفيد و بويش را معطر کن و او را با نيکان محشور گردان «اللهم بيض وجهه و طيب ريحه و احشره مع الابرار و عرف بينه و بين محمدو آل محمد» (1) به دعاي امام، بويش معطر گشت.امام باقر «ع » از امام سجاد «ع » روايت مي کند که پس از عاشورا که مردم براي دفن کشته ها به ميدان مي آمدند (و بني اسد براي دفن شهدا آمدند)، پس از ده روز، بدن جون را در حالي يافتند که بوي مشک از آن به مشام مي رسيد. (2) رجزهاي مختلفي براي جون نقل شده است.از جمله:
کيف تري الکفار ضرب الاسود           بالسيف ضربا عن بني محمد
اذب عنهم باللسان و اليد                ارجو به الجنة يوم المورد (3) .
که نشان دهنده عمق بينش او در شناخت ولاي آل البيت و جبهه کفر امويان و دفاع همه جانبه او از خاندان رسالت است. (4) .گر چه نژادي پست دارم، سربلندم           کز جان به قرآن و به عترت پايبندم
سرمشق عزت از ابوذر برگرفتم            درس غلامي را ز قنبر برگرفتم
غير از تو اي جان جهان، مولا ندارم          از دادن جان در رهت پروا ندارم
من ريزه خوار خوان احسان شمايم            پيوسته سر بر خط فرمان شمايم
صد بار اگر جان در رهت بسپارم اي دوست          حاشا که دست از دامنت بردارم اي دوست
من چون ابوذر با خبر از راز عشقم          در جانفشاني کمترين سرباز عشقم
بر سينه ي من دست رد مگذار، مولا          از چهره ي جان پرده ام بردار، مولا
بگذار خونم بوي مشک ناب گيرد           روي سياهم جلوه مهتاب گيرد (5) .
در چشمه سار عشق تو شويم رخ سياه           هر چند از تبار شبم، با سپيده ام
با آنکه روسياهم و شرمنده ت، ولي       من از کرامت تو سخنها شنيده ام
عمريست خانه زاد توام، رخ ز من متاب      من دل ز هر چه غير تو باشد، بريده ام (6) .پاورقي(1) همان، ج 4، ص 297، انصار الحسين، ص 65، بحار الانوار، ج 45 ص 22.
(2) بحار الانوار، ج 45، ص 23، معارف و معاريف، ج 2، ص 634.
(3) اعيان الشيعه، ج 4، ص 297.
(4) درباره جون، کتاب‏ «جون، مسک للزنوج‏» تاليف: محمد رضا عبد الامير انصاري.نشر: بنياد پژوهشهاي آستان ‏قدس رضوي، منتشر شده است (کيهان فرهنگي، سال 10 شماره 3 ص 45).
(5) احد ده بزرگي، «شب شعر عاشورا»، شماره 7، ص 138 (تلخيص شده)، اين کتاب، مخصوص سروده‏هايي ‏پيرامون علي اکبر «ع‏» و جون است.
(6) رسول‏زاده.غلام سياه او همان «جون بن حوي» غلام حضرت امام حسين عليه السلام بود که در روز عاشورا به فيض شهادت رسيد.غلام عبدالرحمن انصاري وي از راويان وقايع عاشوراست. از او جريان شوخي «برير» در شب عاشورا، با دو واسطه روايت شده است.غمره نام يکي از منازل راه مکه به عراق، که امام حسين «ع » در مسير خويش از آنجا هم گذشت. آبشخوري بوده است.معناي اصلي آن جاي انبوه مردم و محل فراهم آمدن اشياء است، سختي و شدت، بسياري، آب بسيار، گرداب. (1) .پاورقي(1) همان.غيلان بن عبدالرحمن نام او در زيارت رجبيه، جزو شهداي کربلا آمده است. (1) .پاورقي(1) انصار الحسين، ص 103.غيلان بن عبدالرحمن از شهداي عاشوراي ابي عبدالله الحسين است. چنانکه در زيارت رجبيه در کتاب اقبال سيد بن طاووس است: «السلام علي غيلان بن عبدالرحمن».

 

 


منوی اصلی
زیارت آنلاین
جستجوی مطلب


عبارت :

      تبدیل زبان : ALT + SHIFT
حدیث روز
رسول خدا صلی الله علیه و آله :
لا ینال شفاعتی من اخر الصلوة بعد وقتها
کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهدرسید .
(بحارالانوار،ج،83ص20)
لینک لوگوی کربلاگ
کربلاگ

مدیران محترم وب سایتها و وبلاگها در صورت تمایل می توانند جهت حمایت و لینک به کربلاگ از کد فوق استفاده نمایند که متقابلا کربلاگ نیز آنها را لینک خواهد نمود

صفحه اول | زندگینامه امام حسین | فلسفه و آثار قيام عاشورا | دایره المعارف جامع عاشورا | زیارت آنلاین اماکن متبرکه | زیارت عاشورا | مرکز آموزش علمی و کاربردی فرهنگ و هنر همدان


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای « کربلاگ » محفوظ می باشد.

Copyright © 2011, www.Karblog.ir ® All Rights Reserved.   Powered & Hosted by : WEB IRANI