ارتباط با کربلاگ کربلاگ کربلاگ ، فرصتی برای تجمیع دل نوشته های کربلائیان در خصوص وقایع عاشورا - www.Karblog.ir
   السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين   
متن زیارت عاشورا
عاشورا ، راز خلقت
روز دهم ماه محرم ـ معروف به روز عاشورا ـ عظيم‏ترين روز سوگوارى و ماتم در فرهنگ اسلامی به شمار می‏رود. در دهمین روز ماه محرم الحرام سال 61 هجری قمری (مقارن با اکتبر سال 680 میلادی) بزرگ‏ترين فاجعه در حق اهل بیت پيامبر (ص) انجام ‏گرفت و امام حسين بن علی (ع) به همراه بیش از صد نفر از خاندان و یارانش به شکل دردناکی به شهادت رسیدند. امام حسين‏(ع) كه به دعوت اهل كوفه به سوی مردم این شهر شتافته بود تا با کمک آنان ظلم را ریشه‏کن کند، پيش از رسيدن به كوفه، با پیمان‏شکنی مردم این شهر، در "سرزمین كربلا" به محاصره‏ نيروهاى دشمن درآمد. امام و خاندان و اصحابش، چون حاضر نشدند ذلت تسليم و بيعت با حكومت غاصب وظالم يزيدى را بپذيرند، با لب تشنه و با رشادتى شگفت، تا آخرين نفر جنگيدند و به شهادت رسيدند. بازماندگان و بانوان آن حضرت(ع) نیز به اسارت نيروهاى ظلمت درآمدند.
تصویر تصادفی
کربلاگ
بازدید از کربلاگ
کل بازدیدکنندگان : 287213 نفر
بازدیدکنندگان آنلاین : 3 نفر
IP بازدیدکننده : 54.80.123.20
امروز شنبه 1 ارديبهشت 1397
Saturday,21 2018


دايره المعارف جامع عاشورا دايره المعارف جامع عاشورا دايره المعارف جامع عاشورا
 
کربلاگ از وبلاگ تا کربلای معلی همسفر امام حسین در عاشورا

دايره المعارف جامع عاشورا
اصطلاحات عاشورایی شروع شده با «ص»

صائب تبريزي

ميرزا محمد علي بن ميرزا عبدالرحيم تبريزي معروف به صائب و صائبا. از اعقاب شمس الدين محمد شيرين مغربي تبريزي است. پدرش از تاجران تبريزي مقيم اصفهاني بود و محمد علي در اصفهان متولد شد. پس از تحصيل و کسب فنون شاعري از حکيم رکناي کاشاني و حکيم شفايي، مورد علاقه ي شاه عباس قرار گرفت. در سال 1036 ه. ق به عزم سفر هند از اصفهان خارج شد و مدتي در کابل در نزد ظفرخان نايب الحکومه ي آنجا زيست. سپس به همراه وي به دکن در هند رفت. صائب در آن جا به حضور پادشاه معرفي و به لقب «مستعد خان» و منصب «هزاره» سرافراز گرديد.
در سال 1042 ه. ق ظفرخان به حکومت کشمير منصوب شد و صائب هم با وي رفت. در همان هنگام پدر صائب به هند آمده و او را به اصفهان بازگرداند. صائب از آن پس تا پايان عمر در اصفهان بود و نزد سلاطين صفوي احترام داشت. او لقب ملک الشعرايي را از شاه عباس دوم دريافت کرد. صائب به سال 1081 يا 1086 ه. ق وفات يافته است. مجموعه ي آثار نظم او قريب 120000 بيت است. وي بيشتر به غزل پرداخته، قصيده و مثنوي نيز دارد. همچنين نوشته هاي منثور و خطبه هاي ديواني انشا کرده و ديواني هم به ترکي دارد. صائب از استادان سبک هندي است و مهارت وي در غزل است. سخنش استوار و پر معني و مشحون از مضمونهاي دقيق و افکار باريک و تخيلات لطيف و تمثيلات زيباست.
اين شاعر بزرگ و تواناي ايراني اشعار زيادي را در رثا و مدح شهيدان صحراي کربلا و حضرت امام حسين عليه السلام سروده است .صاحب بن عباد ابوالقاسم کافي الکفاة اسماعيل بن ابي الحسن ديلمي اصفهاني قزويني طالقاني، وزير مويد الدوله و فخرالدوله ديلمي بود. وي به سال 326 ه. ق در اصطخر فارس متولد شده و به سال 385 ه. ق در ري درگذشت. جسدش را در اصفهان دفن کردند. او ده هزار بيت در مدح آل رسول صلي الله عليه و آله و سلم سروده است.
صاحب لواء حسين فرزند امير المؤمنين، برادر سيد الشهدا، فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسين «ع» در روز عاشورا.عباس در لغت، به معناي شير بيشه، شيري که شيران از او بگريزند است. (1) .
مادرش «فاطمه کلابيه » بود که بعدها با کنيه «ام البنين » شهرت يافت.علي «ع » پس ازشهادت فاطمه زهرا با ام البنين ازدواج کرد.عباس، ثمره اين ازدواج بود. ولادتش را در 4 شعبان سال 26 هجري در مدينه نوشته اند و بزرگترين فرزند ام البنين بود و اين چهار فرزند رشيد، همه در کربلا در رکاب امام حسين «ع » به شهادت رسيدند.وقتي امير المؤمنين شهيد شد، عباس چهارده ساله بود و در کربلا 34 سال داشت.کنيه اش «ابو الفضل » و «ابو فاضل » بود و از معروفترين لقبهايش، قمر بني هاشم، سقاء، صاحب لواءالحسين، علمدار، ابو القربه، عبد صالح، باب الحوايج و... است.
عباس با لبابه، دختر عبيد الله بن عباس (پسر عموي پدرش) ازدواج کرد و از اين ازدواج، دو پسر به نامهاي عبيد الله و فضل يافت.بعضي دو پسر ديگر براي او به نامهاي محمد و قاسم ذکر کرده اند.
آن حضرت، قامتي رشيد، چهره اي زيبا و شجاعتي کم نظير داشت و به خاطر سيماي جذابش او را «قمر بني هاشم » مي گفتند.در حادثه کربلا، سمت پرچمداري سپاه حسين «ع » و سقايي خيمه هاي اطفال و اهل بيت امام را داشت و در رکاب برادر، غير از تهيه آب، نگهباني خيمه ها و امور مربوط به آسايش و امنيت خاندان حسين «ع » نير برعهده او بود و تا زنده بود، دودمان امامت، آسايش و امنيت داشتند (2) روز تاسوعا که امام، او را براي مهلت گرفتن نزد سپاه کوفه فرستاد، تعبير والا و بالاي «بنفسي انت يا اخي» (3) (جانم فدايت اي برادر) به کار برد.
روز عاشورا، سه برادر ديگر عباس پيش از او به شهادت رسيدند.وقتي علمدار کربلا از امام حسين «ع » اذن ميدان طلبيد حضرت از او خواست که براي کودکان تشنه و خيمه هاي بي آب، آب تهيه کند.ابو الفضل «ع » به فرات رفت و مشک آب را پر کرد و در بازگشت به خيمه ها با سپاه دشمن که فرات را در محاصره داشتند درگير شد و دستهايش قطع گرديد و به شهادت رسيد. البته پيش از آن نيز چندين نوبت.همرکاب با سيد الشهدا به ميدان رفته و با سپاه يزيد جنگيده بود.عباس، مظهر ايثار و وفاداري و گذشت بود.وقتي وارد فرات شد، با آنکه تشنه بود، اما بخاطر تشنگي برادرش حسين «ع » آب نخورد و خطاب به خويش چنين گفت:
يا نفس من بعد الحسين هوني        و بعده لا کنت ان تکوني
هذا الحسين وارد المنون           و تشربين بارد المعين         تالله ما هذا فعال ديني
و سوگند ياد کرد که آب ننوشد. (4) وقتي دست راستش قطع شد، اين رجز را مي خواند:
و الله ان قطعتموا يميني          اني احامي ابدا عن ديني
و عن امام صادق اليقين        نجل النبي الطاهر الامين
و چون دست چپش قطع شد، چنين گفت:
يا نفس لا تخشي من الکفار          و ابشري برحمة الجبار         مع النبي السيد المختار           قد قطعوا ببغيهم يساري         فاصلهم يا رب حر النار
شهادت عباس، براي امام حسين بسيار ناگوار و شکننده بود.جمله پر سوز امام، وقتي که به بالين عباس رسيد، اين بود: «الآن انکسر ظهري و قلت حيلتي و شمت بي عدوي ». (5) و پيکرش، کنار «نهر علقمه » ماند و سيد الشهدا به سوي خيمه آمد و شهادت او را به اهل بيت خبر داد. هنگام دفن شهداي کربلا نيز، در همان محل دفن شد.از اين رو امروز حرم ابالفضل «ع » با حرم سيد الشهدا فاصله دارد.
مقام والاي عباس بن علي «ع » بسيار است.تعابير بلندي که در زيارتنامه اوست، گوياي آن است. اين زيارت که از قول حضرت صادق «ع » روايت شده، از جمله چنين دارد: «السلام عليک ايها العبد الصالح المطيع لله و لرسوله و لامير المؤمنين و الحسن و الحسين...
اشهد الله انک مضيت علي ما مضي به البدريون و المجاهدون في سبيل الله المناصحون في جهاد اعدائه المبالغون في نصرة اوليائه الذابون عن احبائه...» (6) که تاييد و تاکيدي بر مقام عبوديت و صلاح و طاعت او و نيز تداوم خط مجاهدان بدر و مبارزان با دشمن و ياوران اولياء خدا و مدافعان از دوستان خداست.امام سجاد «ع » نيز سيماي درخشان عباس بن علي را اينگونه ترسيم فرموده است: «رحم الله عمي العباس فلقد آثر و ابلي و فدا اخاه بنفسه حتي قطعت يداه فابدله الله عز و جل بهما جناحين يطير بهما مع الملائکة في الجنة کما جعل جعفر بن ابي طالب.و ان للعباس عند الله تبارک و تعالي منزلة يغبطه بها جميع الشهداء يوم القيامة » (7) .که در آن نيز مقام ايثار، گذشت، فداکاري، جانبازي، قطع شدن دستانش و يافتن بال پرواز در بهشت، همبال با جعفر طيار و فرشتگان مطرح است و اينکه: عمويم عباس، نزد خداي متعال، مقامي دارد که روز قيامت، همه شهيدان به آن غبطه مي خورند و رشک مي برند.
عباس يعني تا شهادت يکه تازي         عباس يعني عشق، يعني پاکبازي
عباس يعني با شهيدان همنوازي         عباس يعني يک نيستان تکنوازي
عباس يعني رنگ سرخ پرچم عشق        يعني مسير سبز پر پيچ و خم عشق
جوشيدن بحر وفا، معناي عباس       لب تشنه رفتن تا خدا، معناي عباس (8) .
در زيارت ناحيه مقدسه نيز از زبان حضرت مهدي «ع » به او اينگونه سلام داده شده است: «السلام علي ابي الفضل العباس بن امير المؤمنين، المواسي اخاه بنفسه، الآخذ لغده من امسه، الفادي له، الواقي الساعي اليه بمائه، المقطوعة يداه...» (9) سلام بر عباس، که با جانش در راه برادر مواسات و ايثار کرد، آنکه از امروزش براي فردايش بهره گرفت، خود را فداي برادر کرد و با آبرو براي او تلاش کرد...
کربلا کعبه ي عشق است و من اندر احرام          شد در اين قبله ي عشاق، دو تا تقصيرم
دست من خورد به آبي که نصيب تو نشد          چشم من داد از آن آب روان تصويرم
بايد اين ديده و اين دست دهم قرباني          تا که تکميل شود حج من و تقديرم (10) .پاورقي(1) لغت نامه دهخدا.
(2) اليوم نامت اعين بک لم تنم و تسهدت اخري فعز منامها.
(3) ارشاد، ج 27 ص 90.
(4) بحار الانوار، ج 45، ص 41.
(5) معالي السبطين، ج 1، ص 446.مقتل خوارزمي، ج 2، ص 30.
(6) مفاتيح الجنان، ص 435.
(7) سفينة البحار، ج 2، ص 155.
(8) خليل شفيعي.
(9) بحار الانوار، ج 45، ص 66.
(10) اي اشکها بريزيد، حسان، ص 210.درباره زندگي عباس بن علي عليه السلام.ر.ک: «العباس بن علي‏»، باقر شريف‏القرشي، 214 صفحه، دار الکتاب الاسلامي و «عباس بن علي»، جواد محدثي، از سري آشنايي با اسوه ها.صادق عاملي شيخ صادق بن ابراهيم بن يحيي عاملي، عالمي فاضل و شاعري اديب است که از شرح حال او اطلاعي در دست نيست. او به سال 1250 ه. ق در قريه ي طيبه در جنوب لبنان وفات يافته است.
قبر ثوي فيه الحسين و حوله          أصحابه کالشهب حفت بالقمر
مولي دعوه للهوان فهاجه         و الليث ان أحرجته يوما زأر
حسين عليه السلام در آرامگاهش مانند ماهي آرميده و اصحاب او که در اطرافش مدفونند همانند ستاره ها اطراف او را فراگرفته اند.(حسين عليه السلام) آقايي است که گويي او را براي خوار کردن دعوت کردند و او دعوتشان را با شور پذيرفت. در حالي که هر گاه شير را در تنگنا بگذارند غرش مي کند.صادق هدايت (1280 - 1330) اصلا در يک خانواده ي اشرافي زاده شده بود، در سال 1300 جزو محصلان اعزامي به فرانسه رفت و در سال 1309 به ايران بازگشت. ابتدا به استخدام بانک ملي درآمد اما بعد از آن چند شغل عوض کرد. در سال 1315 به هندوستان رفت؛ در آن جا زبان پهلوي آموخت و رمان معروف بوف کور را به صورت پلي کپي در همان ديار منتشر کرد.
علاوه بر رمان بوف کور و مجموعه داستانهاي کوتاه سايه روشن، سگ ولگرد، علويه خانم، ولنگاري و مجموعه ي انتقادي وغ وغ ساهاب، چند نمايشنامه و مقداري ترجمه از آثار معروف نويسندگان مأيوس مانند کافکا از خود برجاي گذاشت و سرانجام در فروردين سال 1330 در پاريس به وسيله ي گاز خودکشي کرد.
وي در رابطه با شهادت حسين بن علي عليهماالسلام اظهار نظر کرده و در کتاب «توپ مرواري» خود مي گويد: «... براي عرب سوسمار خوري که چندين سال پيش به طمع خلافت ترکيده، زنده ها بايد تمام عمر به سرشان لجن بمالند و گريه و زاري کنند.»!!!صالح بن سيار

وي در روز عاشورا و از هواداران و نيروهاي تحت امر عمر بن سعد بود. هنگامي که عون بن علي بن ابي طالب عليهم السلام براي مبارزه با دشمنان پا به عرصه ميدان نهاد. مردي از لشکر عمر بن سعد به نام صالح بن سيار که در زمان خلافت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به جرم شرابخواري به دست عون شلاق خورده بود و از اين رو کينه اش را در دل داشت، با ديدن عون، به فکر انتقام افتاد. و با اسب به سوي عون تاخت. شمشير را در هوا چرخاند و زبان به دشنام گشود. عون با ضربت نيزه اي او را به هلاکت رساند. پس از او، «بدر بن سيار» برادر صالح به خونخواهي برادرش شتافت که عون او را نيز به قتل رساند.

صالح بن طعان شيخ صالح بن طعان بن ناصر بن علي ستري بحراني برکوياني، به سال 1281 ه. ق در مکه به بيماري طاعون درگذشت. او ديواني در مراثي اهل بيت عليه السلام دارد.
کل تلوذ بأخري خوف آسرها               لوذ القطا خوف بأس الباشق الضنحم
هر يک از آنها (دشمنان) از ترس نگهبانان، خود را در پشت يکديگر مخفي مي کردند. مانند مرغ شباهنگ که از ترس باز شکاري پنهان مي شود.صالح بن مسعود از هواداران و طرفداران جناب «محمد بن حنفيه» بود. او نامه ها و پيغامهاي محمد بن حنفيه را به مختار بن ابوعبيد ثقفي مي رساند.صالح بن وهب وي يکي از هواداران و لشکريان عمر سعد بود. آن گاه که عرصه ي نبرد بر حسين عليه السلام تنگ شده و شدت مصائب و عطش بر آن جناب مستولي گشته بود، آن ملعون ضربتي بر آن حضرت فرود آورد و آن امام همام از اسب به زمين افتاد.
وي يکي از ده نفري بود که بر بدن مطهر سيدالشهدا عليه السلام اسب تاختند. ابوعمرو زاهد گويد: به اين ده نفر نگاه کرديم، همه زنازاده بودند.
مختار، اين گروه را دستگير کرد و دستور داد همه را به پشت بخوابانند و با ميخهاي آهني دست و پايشان را به زمين کوبيد و دستور داد اسبهايي با نعل آهنين، بر بدنهاي پليد آنان تاختند و آن قدر ادامه دادند تا به هلاکت رسيدند. سپس جسدهاي آنان را با آتش سوزانيد.صالح تميمي ابوسعيد شيخ صالح بن علي معروف به شيخ صالح تميمي، به سال 1218 ه. ق در کاظميه به دنيا آمده و به سال 1261 ه. ق در همان شهر وفات يافته و دفن شده است.
قساورة يوم القراع رماحهم           تکفلن ارزاق النسور القشاعم
مقلدة من عزمها بصوارم          لدي الروع امضي من حدود الصوارم
اشد نزالا من ليوث ضراغم          و اجري نوالا من بحور خضارم
غدا ضاحکا هذا و ذا مبتسما          سرورا و ما ثغر المنون بباسم
و ما سمعت اذني من الناس ذاهبا          الي الموت تعلوه مسرة قادم
کأنهم يوم الطفوف و للظبا           هنالک شغل شاغل بالجماجم
رجال طلقوا الدنيا و من ذا           صبا لطلاق کاعبة النهود
دعاهم نجل فاطمة ليوم          يشيب لذکره رأس الوليد
کأن رماحهم تتلو عليهم          لصدق الطعن اوفوا بالعقود
اذا ما هز عسال تصابوا          کما يصبي الي هز القدود
فليس يصافح الحوراء الا           فتي يهوي مصافحة الحديد
آنها در روز جنگ مانند شيرهايي بودند که نيزه هايشان رزق کرکسهاي بزرگ را تأمين مي کرد.
در هنگام جنگ، عزم و اراده اي را همانند شمشير به خود بسته بودند که (اين اراده) از لبه هاي شمشيرهايشان تيزتر و استوارتر بود.
مبارزه ي آنها با دشمنان از مبارزه ي شيران خشمگين، سخت تر و قدرت آنها در جنگ مانند درياهاي طوفاني بود.
چهره هاي آنان خندان و متبسم و شادمان بود. ولي مرگ با قيافه ي خشمگين به سوي آنان مي شتافت.
هيچگاه نشنيده ام که گروهي از مردم چنين شادمان به استقبال مرگ بروند، گويي که از مسافر عزيزي استقبال مي کنند.
آنها در روز طف مانند آهو بيقرار و پيوسته به جدا کردن سرهاي دشمنان مشغول بودند.
آنها مرداني بودند که دنيا را طلاق دادند. غير از آنها چه کسي مي تواند دختري زيبا روي را طلاق دهد؟
پسر فاطمه (س) آنها را براي روزي فراخواند که ياد آن، طفل را پير مي کند.
چون با خلوص نيت جنگيدند گويي نيزه ها به آنها مي گفتند: به عهدتان وفا کنيد.
حرکت نيزه ها در نظر آنان همانند رقص زيبارويان بود.
هيچ جواني نمي توانست با حوريان بهشتي مصافحه و ديدار نمايد مگر اين که پيش از آن با آهن (شمشير و نيزه) مصافحه نموده باشد.صالح قزويني نجفي سيد صالح قزويني نجفي بغدادي، به سال 1208 ه. ق در نجف اشرف متولد شده و در سال 1306 ه. ق در بغداد وفات يافت و او را در نجف دفن کردند. او شاگرد محمد حسن صاحب جواهر الکلام است.
فکأنما لهم الرماح عرائس            تجلي و هم فيها هيام ولع
يشمون في ظلل القنا لم تثنهم          وقع القنا و البيض حتي صرعوا
يا کوکب العرش الذي من نوره           الکرسي و السبع العلي تتشعشع
کيف اتخذت الغاضرية مضجعا          و العرش ود بأنه لک مضجع؟
نيزه ها براي آنها مانند عروسهايي هستند که شديدا به آنها عشق مي ورزند.
در سايه ي نيزه ها راه مي رفتند و ضربات نيزه و شمشير آنها را خم نمي کرد تا اينکه کشته شدند.
اي ستاره ي عرشي که از نور او کرسي و هفت آسمان نوراني است،چگونه زمين غاضريه را آرامگاه خود قرار دادي، در حالي که عرش آرزوي مدفن تو را داشت؟صالح كواز ابوالمهدي بن حاج حمزه از قبيله ي خضيرات است. او به سال 1233 ه. ق متولد شده و در سال 1290 ه. ق درگذشته و در نجف دفن شده است. شيخ صالح عالمي بزرگ و در ادب و نحو کم نظير بود. اشعار رثايي او در مجالس عزا خوانده مي شود.

صامت بروجردي محمد باقر بن پنجشنبه متخلص به «صامت»، به سال 1263 ه. ق متولد شد. او در انواع شعر از قصيده، غزل، مثنوي، ترجيع بند، رباعي و معاني مختلف شعر، از رثاء و تغزل و مديحه، طبع خود را آزموده و ديوان وي مکرر در تهران به طبع رسيده است.صباحي بيدگلي كاشاني سليمان صباحي بيدگلي کاشاني از شعراي دوره ي بازگشت ادبي است که به سبک شعراي قديم شعر مي سروده است. او با شعراي ديگر همچون شهاب و آذر بيگدلي و هاتف اصفهاني، معاصر و معاشر بوده و تا اوايل قرن سيزدهم هجري حيات داشته است.
صباحي بيدگلي از جمله شاعراني است که در مصيبت سيد و سالار شهيدان، امام حسين عليه السلام اشعار پر سوز و گدازي دارد. ديوانش شامل قصايد، ترکيب بند، غزليات، مراثي و رباعيات است. او در مرثيه سرايي مهارت داشت و چهارده بند او که به تقليد کليم ساخته مشهور است.صبر ايستادگي، مقاومت و پايداري.مقابله با عواملي که انسان را از تلاش در راه هدف باز مي دارد، تحمل سختيها و ناگواريها به خاطر پيروز شدن و انجام وظيفه.
در حادثه کربلا، زيباترين جلوه هاي صبر و پايداري در راه عقيده و تحمل مشکلات مبارزه ترسيم شده و سبب ماندگاري و جاودانگي آن حماسه و پيروزي ابدي آن گروه اندک بر دشمنان انبوه شده است، همانگونه که قرآن کريم مي فرمايد: «کم من فئة قليلة غلبت فئة کثيرة باذن الله و الله مع الصابرين » (1) و امير مؤمنان «ع » فرمود: «الصبريهون الفجيعة » (2) مقاومت، فاجعه و حادثه سخت را آسان مي کند.از سوي ديگر، براي مؤمنان، بر عامل غلبه بر سختيهاست و هر چه ميزان تحمل بيشتر باشد، سختي مصيبت کاسته مي شود و پروردگار نيز موهبت صبر را به مؤمنان عطا مي کند و به فرموده امام صادق «ع »، خداوند صبر را به اندازه مصيبت بر دلها وارد مي کند: «ان الله ينزل الصبر علي قدر المصيبة ». (3) .
در حماسه عاشورا، «صبر» هم در گفتارها و شعارها و هم در عملها و رفتارها مشهود است، هم در شخص سيد الشهداء «ع »، هم در عترت و ياران صبور و وفادارش.امام حسين «ع » آنگاه که مي خواست از مکه به قصد عراق خارج شود، خطبه اي خواند که در ضمن آن آمده است: «رضي الله رضانا اهل البيت، نصبر علي بلائه و يوفينا اجر الصابرين ». (4) رضايت و پسند ما خانواده، همان رضاي الهي است، بر بلا و آزمون او صبرمي کنيم، او نيز پاداش صابران را به ما عطا مي کند.در يکي از منازل ميان راه نيز، با توجه دادن همراهان به سختي مسير و استقبال از نيزه ها و شمشيرها و نياز ميدان عاشورا به دليرمرداني مقاوم و شکيبا بر زخم و مرگ و شهادت، فرمود: «ايها الناس! فمن کان منکم يصبر علي حد السيف و طعن الاسنة فليقم معنا و الا فلينصرف عنا». (5) اي مردم!هر کدام از شما که تحمل تيزي شمشير و ضربت نيزه ها را دارد با ما بماند، وگرنه برگردد! ياران آن حضرت نيز همانگونه بودند که او مي خواست.در ميدان «صبر»، پايدار ماندند و بر تشنگي، محاصره، هجوم دشمن، کمي ياران و شهادت همرزمان مقاومت مي کردند و از خوشحالي در پوست خود نمي گنجيدند.حتي بعضي شان روز عاشورا خوشحالي و شوخي مي کردند و مي گفتند: ميان ما و بهشت، جز ساعتي جنگ و تحمل ضربت تيغها و نيزه ها و تيرها نيست و پس از آن، بهشت جاودان الهي است.ابا عبدالله «ع » نيز آنان را چنان بار آورده و تعليم داده بود که پايداري را پل عبور به بهشت بدانند.روز عاشورا به آنان چنين خطاب کرد: «صبرا بني الکرام!فما الموت الا قنطرة تعبر بکم عن البؤس و الضراءالي الجنان الواسعة و النعيم الدائمة...»، (6) مقاومت!اي بزرگ زادگان، که مرگ، پلي است که شما را از رنج و سختي به سوي بهشتهاي گسترده و نعمتهاي ابدي عبور مي دهد.درس صبر را، حتي به اهل بيت خويش مي داد و آنان را در مقابل شهادت خويش، دعوت به شکيبايي و تحمل مي کرد و اين که گريبان چاک نزنند و صورت نخراشند: «انظروا اذا اناقتلت فلا تشققن علي جيبا و لا تخمشن وجها». (7) خود امام بر کشته شدن و داغ فرزندان و ياران صبر کرد، خواهر صبورش زينب، صبورانه بار اين حماسه خونين را به دوش کشيدو لحظه لحظه حوادث کربلا، جلوه هاي مقاومت و پايداري بود.حتي آخرين کلمات سيد الشهدا «ع » نيز در قتلگاه که بر زمين افتاده و با پروردگارش مناجات مي کرد، حاکي از همين روحيه بود: «صبرا علي قضائک ». (8) .پاورقي(1) بقره، آيه 249.
(2) غرر الحکم.
(3) من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 416.
(4) اعيان الشيعه، ج 1، ص 593.
(5) ينابيع المودة، ص 406.
(6) نفس المهموم، ص 135.
(7) لهوف، ص 81.
(8) مقتل الحسين، مقرم، ص 357.صبر قتل صبر آن است که انساني يا حيواني را بسته نگهدارند و بکشند.در حديث است که پيامبر «ص » کسي را اينگونه نکشت و از اين گونه کشتن چهار پايان نهي شده است، يعني اينکه جانداري را زنده نگهدارند و آن قدر به او ضربه بزنند تا بميرد. (1) به شهدا و اسيراني که کشته مي شوند نيز «مصبور» گفته مي شود.در مورد حيواناتي که زجرکش مي شوند نيز به کار مي رود. (2) از مظلوميت سيد الشهدا «ع » و قساوت کوفيان يکي هم آن بود که حسين بن علي «ع » را در حالي که هنوز رمق در بدن داشت، مورد ضربه هاي شمشير و نيزه قرار دادند. امام سجاد «ع » بعنوان افشاگري از ستم يزيديان، در خطبه اي که در کوفه در حال اسارت خواند و خود را به مردم فريب خورده و به خواب سياسي رفته معرفي کرد، از جمله فرمود: «انا ابن من قتل صبرا و کفي بذلک فخرا» (3) من پسر کسي هستم که به «قتل صبر» کشته شد و همين افتخار مرا بس!در مورد مسلم بن عقيل نيز در تاريخ آمده است که ابن زياد او را به «قتل صبر» کشت. (4) .پاورقي(1) مجمع البحرين، کلمه‏ «صبر».
(2) دائرة المعارف الاسلاميه، ج 14، ص 137.
(3) اعيان الشيعه، ج 1، ص 614، مقتل الحسين، مقرم، ص 411، مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 115.
(4) تاريخ الاسلام، ذهبي، ج 5، ص 21.صبوري خراساني حاجي ميرزا محمد کاظم از احفاد صبوري کاشاني و برادر زاده ي فتحعلي خان صباست. او در مشهد نشأت يافت و در قصيده سرايي ماهر گشت. ناصرالدين شاه قاجار وي را به لقب ملک الشعرايي آستانه ي رضويه مفتخر کرد. ديوان او مشتمل بر قصايد و غزليات و مقطعات است که به طبع رسيده. وي در وبا سال 1322 ه. ق در مشهد درگذشت و از جمله ي فرزندان وي، محمد تقي ملک الشعراي بهار است.
اين شاعر ايراني اشعار و مرثيه هايي را در رثاي شهيدان کربلا و حضرت امام حسين عليه السلام سروده است و بدين وسيله ارادت خود را نسبت به خاندان عصمت و طهارت اظهار داشته است. صحن اباعبدالله بارگاه مقدس سيد الشهدا «ع ».در روايات، فضيلت و برکات و آثار فراواني براي حرم اباعبدالله الحسين «ع » و نماز خواندن و اعتکاف و دفن و... در آن ذکر شده است.محدوده حرم امام حسين «ع » در روايات، از يک فرسخ تا پنج فرسخ هم بيان شده است.از امام صادق «ع » روايت است: «حريم قبر الحسين «ع » خمس فراسخ من اربعة جوانب القبر». (1) همچنين از آن حضرت روايت است: «حرم الحسين الذي اشتراه: اربعة اميال في اربعة اميال فهو حلال لولده و مواليه و حرام علي غيرهم ممن خالفهم و فيه البرکة ». (2) حرم حسين که وي خريد، چهار ميل در چهار ميل بود. اين محدوده براي فرزندان و شيعيانش حلال و براي مخالفانش حرام است و در آن برکت است.
مرقد نوراني ابا عبدالله «ع » همواره کعبه دلهاي شيفتگان بوده و آرزوي بزرگ محبان آن حضرت، توفيق زيارت آن بوده است.اين جاذبه هرگز کاسته نشده و علي رغم محدوديتهايي که سر راه زيارت حرم آن امام، در طول تاريخ بوده است، دلها در اشتياق آن تپيده است.در سالهاي دفاع مقدس در ايران نيز، يکي از سرمايه هاي الهامبخش رزمندگان در جهاد با متجاوزان، رسيدن به کربلا و آزاد ساختن حرم امام حسين «ع » از سلطه بعثيها بوده است.پاورقي(1) بحار الانوار، ج 98، ص 111، سفينة البحار، ج 2، ص 103، المزار، شيخ مفيد، ص 25.
(2) مجمع البحرين، واژه‏ «حرم‏».صحيفه سجاديه صحيفه سجاديه که به حق «اخت القرآن» و «زبور آل محمد عليهماالسلام» خوانده شده يکي از مفاخر بسيار گرانبهاي مذهب حق المبين و پيروان راستين ولايت در پرتو انوار تابناک معارف بيکران ثقلين قرآن و عترت بوده و هست که از طريق امام سجاد عليه السلام انشا و توسط فرزند بزرگوارش، حضرت محمد باقر عليه السلام نوشته شده و در طول تاريخ سرشار از حماسه، عرفان و افتخار شيعيان پاکباز، زيور سجاده هاي مجالس انس با جانان حقيقي عابدان اهل ولا بوده است.
صحيفه در لغت به معني نامه، کتاب، کراسه (جزوه، پاره اي از پوست يا کاغذ که در آن نوشته باشند) و جمع آن صحف و صحائف است.
صحيفه در لغت به معني نامه، کتاب، کراسه (جزوه، پاره اي از پوست يا کاغذ که در آن نوشته باشند) و جمع آن صحف و صحائف است.
در اخبار حضرات معصومين نام سه صحيفه به چشم مي خورد که عبارتند از:
1- صحيفه علويه (صحيفه زرد) 2 - صحيفه فاطمه سلام الله عليها و 3 - صحيفه سجاديه.
صحيفه سجاديه داراي 54 دعا از دعاهاي مأثوره از ناحيه امام چهارم شيعيان جهان است. در اين کتاب بسيار گرانبها مسايل گوناگون تربيتي با گرايشات فردي، اجتماعي، اعتقادي در قالب دعا آن هم با عظمت و ارجي که دعا به عنوان مخ العباده (مغز عبادت) در فرهنگ اسلام دارد مطرح شده است.
عرفان، اخلاق و بخش معظمي از حقوق اسلامي همراه با اهتمامي درخور شأن امامت در راستاي احياي ارزشهاي ديني در صحيفه سجاديه جلوه گر است.صديقة الصغري صديقه ي کوچک. (بعد از صديقه ي کبري فاطمه ي زهراء سلام الله عليها). از القاب شريفه ي حضرت زينب عليها سلام است.صردر ابومنصور علي بن حسن بن فضل معروف به صردر، به سال 565 ه. ق در راه خراسان وفات يافت.
و اسمعهم مواعظه فقالوا        سمعنا يا حسين و قد عصينا
فألفوا قوله حقا و صدقا          و ألفي قولهم کذبا و مينا
و تسبي المحصنات الي يزيد        کأن له علي المختار دينا
(امام حسين عليه السلام) پندهايش را به گوش آنها رسانيد ولي آنها گفتند که سخنانت را شنيديم اما عصيان مي کنيم.
آنها فهميدند که سخنان او حق و درست است و او هم دانست که حرف آنان کذب و نادرست است.
زنان اهل بيت عليه السلام را اسير کرده به سوي يزيد بردند. گويي پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم به يزيد بدهي و ديني دارد.صفاح نام يکي از منزلگاههاي شمال راه مکه به طرف کربلا، بين حنين و علامتهاي حرم.صفاح به معناي کناره کوه است.در همين محل، امام حسين «ع » با فرزدق برخورد کرد که از عراق مي آمد و اوضاع مردم را از او پرسيد.او جواب داد: دلهاي مردم با تو، ولي شمشيرهايشان همراه بني اميه است.آنگاه با هم پيرامون تبديل حج به عمره و عزيمت از مکه به سوي کوفه صحبت کردند.بعضي اين ملاقات را در منزل «ذات عرق » گفته اند. (1) .پاورقي(1) همان، ص 203، به نقل از تاريخ طبري و کامل ابن اثير.صفايي جندقي ميرزا احمد جندقي فرزند يغماي جندقي متخلص به صفايي داراي ديوان شعر است و ترکيب بندي مراثي او بهترين نوع شعر وحي مي باشد.صفوان بن ادريس ابوالبحر صفوان بن ادريس تجيبي مرسي، از شعراء شيعه ي اندلس بوده است. او به سال 561 ه. ق متولد شده و به سال 598 ه. ق درگذشته است.
سلام کأزهار الربي يتنسم          علي منزل منه الهدي يتعلم
علي مصرع للفاطميين غيبت        لأوجههم فيه بدور و أنجم
علي مشهد لو کنت حاضر أهله        لعاينت أعضاء النبي تقسم
و مکة و الاستار و الرکن و الصفا          و موقف جمع و المقام المعظم
سلامي چون شميم گلهاي پاک بيابان ها، بر سرزميني که هدايت از آن جا آموخته مي شود.
بر قتلگاه فاطمي ها که از (شرم) نور سيمايشان، ماه و ستارگان نهفته گرديد.
بر شهادتگاهي که اگر آنجا بودي مي ديدي که اعضاي بدن پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را در آنجا پاره پاره مي کنند.
رزمگاهي که يثرب بر آن فرياد زد و حطيم و زمزم بر آن نوحه سرايي کرده و گريستند.
و مکه و پرده ها و رکن و صفا و موقف و مقام با عظمت، بر آن اشک ريختند.صفي علي شاهي حاج ميرزا محمد حسن اصفهاني عارف مشهور و مؤسس سلسله ي صفي علي شاهي، به سال 1251 ه. ق در اصفهان متولد شد. او پس از آموختن مبادي علوم، از بيست سالگي به شيراز، کرمان، يزد، مشهد و سپس به هند مسافرتهايي کرده است. در سفر هند «زبدة الاسرار» را سرود. در جواني مريد رحمت علي شاه و پس از وفات او مريد حاج آقا محمد شيرازي ملقب به منور علي شاه شد. وي بالاخره مقيم تهران شده و به ارشاد پرداخت. صفي علي شاه به سال 1316 ه. ق در تهران وفات يافته و در خانقاه خويش مدفون گرديد.
صفي علي شاهي از جمله شاعراني است که در منقبت و رثاي قهرمانان صحراي کربلا و حضرت امام حسين عليه السلام اشعار فراواني سروده است .صفيه وي خواهر مختار بن ابوعبيد ثقفي - رهبر قيام خونخواهان امام حسين عليه السلام - بود.صقعب بن زهير ازدي وي از راويان واقعه ي عاشوراست. او از «ابوعثمان نهدي» و «عون بن ابي مالک» و «عبدالرحمن بن شريح» و «عمر بن عبدالرحمن» و «حميد بن مسلم» روايت آورده است.
نامبرده در سال 167 ه. ق در اسکندريه از دنيا رفت.
از او در تاريخ طبري، 20 روايت موجود است که همه ي اين روايات بدين صورت است: عن ابي مخنف عنه.
از اين 20 روايت، سه روايت در مورد رحلت جانسوز پيامبر است و بدان دليل که در «صفين» همراه اميرمؤمنان بود، سخن «عمار ياسر» را روايت مي کند و نيز شهادت «حجر بن عدي» را 9 روايت در مورد کربلا و سه روايت نيز از رويدادهاي عصر «مختار» روايت مي نمايد.
در «تهذيب التهذيب» آمده که ابن حبان او را از راويان مورد اعتماد شمرده، ابوزرعه نيز او را مورد اعتماد دانسته، و ابوحاتم مي گويد: او چندان شهرت نداشت. و در حاشيه ي «خلاصه تهذيب تهذيب الکمال» آمده:
«ابوزرعه» او را مورد اعتماد دانسته است.صنوبري ابوبکر احمد بن محمد بن حسن بن مراد ضبي حلبي انطاکي معروف به صنوبري، به سال 334 ه. ق وفات يافت. او در حلب و دمشق سکونت داشته است مضامين اشعارش وصف باغها و گلها و مدايح و مراثي اهل بيت عليه السلام است.صهبا بنا به نقلي نام مادر «عمر الاطرف بن علي بن ابيطالب» از شهداي روز عاشوراست.

 




منوی اصلی
زیارت آنلاین
جستجوی مطلب


عبارت :

      تبدیل زبان : ALT + SHIFT
حدیث روز
حضرت امام حسین علیه السلام :
لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.
كسانی كه رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد. .
(مقتل خوارزمی،ج 1،ص239)
لینک لوگوی کربلاگ
کربلاگ

مدیران محترم وب سایتها و وبلاگها در صورت تمایل می توانند جهت حمایت و لینک به کربلاگ از کد فوق استفاده نمایند که متقابلا کربلاگ نیز آنها را لینک خواهد نمود

صفحه اول | زندگینامه امام حسین | فلسفه و آثار قيام عاشورا | دایره المعارف جامع عاشورا | زیارت آنلاین اماکن متبرکه | زیارت عاشورا | مرکز آموزش علمی و کاربردی فرهنگ و هنر همدان


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای « کربلاگ » محفوظ می باشد.

Copyright © 2011, www.Karblog.ir ® All Rights Reserved.   Powered & Hosted by : WEB IRANI